– یک روز چهل و سه بار غروب آفتاب را تماشا کردم!
و کمى بعد گفت:
– خودت که مىدانى… وقتى آدم خیلى دلش گرفته باشد از تماشاى غروب لذت مىبرد.
– پس خدا مىداند آن روز چهل و سه غروبه چهقدر دلت گرفته بوده.
ما را در سایت من زندگي مي كنم دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 125