به دخترم خواهم گف: کار اون چیزی نیس که توو رویاهاش تصور می کنه یا بقیه براش تصویرسازی می کنن. بهش میگم که:
کار کردن سخته مخصوصا اگه در محیط مردونه باشه.
کار کردن گاهی روح رو آزرده می کنه و احساس لطیف زنانه رو تیکه تیکه می کنه.
کار کردن یعنی کار کردن حتی زمانی که حوصله و حسش رو نداری اما مجبوری تا پایان وقت اداری بمونی.
کار کردن باعث خوشبختی نمیشه و رضایت درونی به همراه نداره
ممکنه خیلی کار کنی اما به نتیجه نرسی یا شاید نتیجه کارت رو مدیرت نپسنده و روزها خخستگی شنگینی کنه روو شونه هات.
کار کردن گاهی خودت رو از خودت دور می کنه و اگه حواست نباشی ممکنه ببینی یه آدمی شدی که همیشه نفی اش می کردی یا به مسیری بکشه تو رو که توو ذهنت مطمئن بودی راه درستی نیس اما تو قدم گذاشتی تووش.
کار امنیت روانی برات نمیآره که هیچ، ممکنه روزها تو رو سردرگم کنه تا به همه چارچوبهای زندگی ات شک کنی.
کار ممکنه باعث بشه کنترل همه زندگی ات رو از دست بدی.
اما تو باید قبلش اونقدر روحت رو قوی کرده باشی و به خودت و خانواده ات و حمایتشون و چلارچوبهات مطمئن باشی که هر ار گاهی خودتو چک کنی ببینی آیا این کار و این مسیر همونی هست که 10 سال پیش آرزوشو داشتی؟ آیا همون دختر سرخوش و موفقی شدی که می خواستی؟ اگر نه، پس جرات کن و عوضش کن. جرات کن و برو روو خودت سرمایه گذاری کن و کار کن و کلاس برو و بعد قوی تر برگرد به مسیر.
همیشه عشق می تونه محافظتمون کنه در برابر همه ناملایمات کاری و زندگی. خودتو گره بزن به یه عشق: خانواده، همسر، دوست تا بتونی نیرو بگیری برا ادامه.
مرسی که این هفته پشتیبانم بودی. همه مرسی های کهکشانها هم نمی تونن ذره ای از محبت و دوراندیشی تو رو جبران کنن. مرسی
من زندگي مي كنم...