312- بي خيال - تاریخ: 1395/8/11 ساعت: 22:32
بي خيال هر چه كه آزارت مي دهد بي خيال خودت اگه خودت رو آزار ميدي بي خيال هر چه ميگه خودت نباش بي خيال هر چه كه محدودت مي كنه بي خيال هر چه و هر چي و هر كي كه مي خواد تو نباشي ليلي، با تو هستم * به پرفسور سميعي رو يه جور خاصي ارادت دارم. مي دوني چرا؟ شصت سالگي، خودشو با جوون هاي 30 ساله مقايسه كرد و ...
305- سهم دوشاب - تاریخ: 1395/8/5 ساعت: 4:13
هفته قبل این موقع خونه بودم: میون خریدای برادرم دو تاش از همه جالبتر بود: دو بطری آب معدنی کوچیک و چند شیشه مربای انجیر برادرم: دخترا (منظورش خواهرامه) براتون مربای انجیر خریدم. یکی رو میگیره دستش؛ اینم همینجوری اضافه خریدم. دیوونهء مغرور. من می خندم. می فهمم که اون شیشه اضافه سهم منه اما مستقیم بهم...
306- هوش ِ زیادی - تاریخ: 1395/8/5 ساعت: 4:13
شرلوک هلمز یادته؟ سمبل یه انسان باهوش و دقیق و زیرک و کارکن و فعال اما گاهی که بیکار می شد یا پروندهء جالبی گیرش نمی اومد از مواد مخدر استفاده می کرد همیشه برام جای سوال بود چرا؟ آدمی با اون خصوصیات بی نظیر و منحصر به فرد چرا باید آگاهانه از مواد مخدر استفاده کنه چند وقته خیلی فکر می کنم. دیوونگیه م...
308- مثل تو - تاریخ: 1395/8/5 ساعت: 4:13
خيلي لذت بردم وقتي گفتي به مامانت اينا كفتي ميري تركيه مي دوني، فك مي كردم نگي جالب بود برام واقعا به نظرم واقعا خوش به حال پدر مادرت كه فرزندي مثل تو دارن به نظرم خيلي خوش شانسن خوب بود. كاش ميش منم بگم و اونا هم خوششون بياد چقدر دلم خاست يه پسر مثل تو داشته باشم
309- جويي - تاریخ: 1395/8/5 ساعت: 4:13
جويي يه مدت بود لاغر و نحيف و افسرده شده بود. اينو مي شد از بيحالي هاش و دراز كشيدن هاش و جست و خيز نكردن هاش فهميد. همكار 1 : حيوونكي گناه داره. از صب تا شب به زنجير بسته شده همكار 2 : حيوونكي خيلي تنهاس. جفت مي خواد همكار 1 : از صب تا شب همون جا نشسته كسي رو نمي بينه روحيه بگيره همكار 2 : هر كي تن...
303- سيارك من - تاریخ: 1395/6/25 ساعت: 15:16
وقتي سه بار چهار بار بي اختيار موسيقي جعبه موسيقي مو گوش كردم ياد جملاتي از كتاب شازده كوچولو افتادم: – یک روز چهل و سه بار غروب آفتاب را تماشا کردم!و کمى بعد گفت:– خودت که مىدانى… وقتى آدم خیلى دلش گرفته باشد از تماشاى غروب لذت مىبرد.– پس خدا مىداند آن روز چهل و سه غروبه چهقدر دلت گرفته بوده.
292- سه فرهاد، با هم، در کنار من - تاریخ: 1395/6/23 ساعت: 9:24
کافه فرهاد یکی از جاهایی بود که با هم قرار داشتيم بریم من و فرهاد در کافه فرهاد با آهنگ فرهاد چقدر جفتمون كيف كرديم همون لحظه ورودمون آهنگ فرهاد پخش شد می دونی بودنمون با هم در این لحظه چقدر معنوی بود و چه ارزشی برام داشت؟ يه شب مهتاب، ماه ميآد توو خواب، منو مي بره، ته اون دره، اونجا كه شبهاش، پشت ب...
293- خونهء نقلي گيگيلي - تاریخ: 1395/6/23 ساعت: 9:24
چقدر دلم مي خواس اين لحظه عظيم رو با خانواده ام جشن بگيرم دوس داشتم حداقل بهم زنگ بزنن تبريك بگم بگن بهم افتخار مي كنن بگن دوسم دارن بگن كارم عاقلانه بود نه اينكه نتونم از ترس طرد شدنهاشون بهشون نگم مرسي كلوچه كه جاي همه باهام حرف زدي و پشتم ايستادي مرسي كه بيشتر از من خوشحال شدي مرسي كه نگراني ها و...
294- انرژی رگهای من - تاریخ: 1395/6/23 ساعت: 9:24
گاهی یه جمله اونقدر به آدم انرژی میده که حتی نصف شب که باشه دوس داری پاشی اندازه ده ها ساعت کار کنی متعجب میشی این همه توان یهو چگونه بهت تزریق شد مصل همین اس کوتاه تو - كلوچه برشته اي: "خوب بخوابی........فردا عصر می بینمت" نصفه شبه و من میخام تا خود فردا عصر پرواز کنم
295- خونهء ما - تاریخ: 1395/6/23 ساعت: 9:24
تو: اين 500 يورو مال خودته. هديه من برا خونه ات من: نههههههههه. اين خيلي زياده. تو كلي برا اين پول زحمت كشيدي تو: يه 500 يورو ديگه هم ميذارم پيشت بمونه، قرض ميدم بهت. برا اينكه كم نياري من: نهههههههه. زياده. لازمش ندارم. بذاري پيشم بمونه برا خودم هديه مي خرم هااااااا تو با لبخند: باشه. بخر (براي اول...
296- سخته - تاریخ: 1395/6/23 ساعت: 9:24
ميخام ايميل بدم، پيامهاي بامزه تلگرامي عشقولونه بفرستم، از احساسم بگم ميگم هااااااااا، اما توو دلم، توو ذهنم، توو فكرم اما مي دوني..........سخته خیلی سخته......اما من قول دادم بهت تااااااااااااااااااااا وقتی که تو بخای
297- حامی - تاریخ: 1395/6/23 ساعت: 9:24
پدر داشتن نعمت خوبیه و من مطمئنم اگه پدرم بود نه من این همه سختی می کشیدم نه خانواده ام. همون موقع که می گف: غصه نخورین ها، من هستم، درست می کنم کارا رو چشمهای تو رو خیلی دوس دارم به چشمهات که نگاه می کنم عجیب غرق میشم. به طرز عجیبی طرز نگاهت شباهت داره شاید خوشت نیاد (منم خوشم نمیآد) اما چشمهات که ...
299- سيكا - تاریخ: 1395/6/23 ساعت: 9:24
مغازه فست فودي كه همون بود: سيكا پيتزا هم همون بود همون كه اولين بار رفتيم سفارش داديم: پيتزا يوناني چقدر هوس كرده بودم. مدتها بود دلمو خوش كرده بودم برا اون پيتزا رفتم همون پيتزا رو سفارش دادم. همون فست فودي اما نه طعمش همون بود نه مغازه همون قشنگي رو داشت حالمم خوب نشد
300- وام مسكن - تاریخ: 1395/6/23 ساعت: 9:23
خيلي سخت بود تنهايي كارا رو انجام بدم و بالاخره بهم وقت دادن بابت محضر همراهي همه بود تا به اينجا برسم اما ته اش بايد خودم مي رفتم دنبال كارا امروز كه گفتن نامه بانك به اشكال برخورده ميخاستم گريه كنم ديگه تحملش رو نداشتم مي دوني: فهميدم كه همه كاري رو ميشه از پس انجام دادنش براومد اما خيلي خيلي خيلي...
301- همه حس های من - تاریخ: 1395/6/23 ساعت: 9:23
امروز شاید یه کم روز بزرگی باشه دوس داشتم امروز یکی از عزیزام باهام باشه. یکی از همون 5نفر دوس داشتنی هام اما خب حالا که نشده باید خودم تنهایی از انجامش بربیام هم خوشحالم هم ناراحتم هم خوشحال نیستم هم تاراحت نیستم هم آرومم هم پر از تشویشم. بازار شام سده درون این دل من. مغز من داره چه جوری کار میکنه ...
302- اولين ها - تاریخ: 1395/6/23 ساعت: 9:22
خيلي چيزا، خيلي حس ها، خيلي خاطرات و حرف ها و .... برا اولين بار به ياد مي مونن اصلا اين اولين ها دوست داشتني ان و خواستني اولين ها ميشن اولين تجربه ات كه پر از بي تجربگي هستن و پر از ترس و هيجان و دلهره و شك و اميدو نااميدي هستن اما همه اين حس ها قشنگن. دوست داشتني. خواستني. موندني حالا اين حس مي ت...

برچسب‌های مرتبط

وام مسكن 300 ميليون | وام 300 ميليوني مسكن |