425- مقدمات استقبال از تو - تاریخ: 1396/5/27 ساعت: 12:27
هفته پیش این موقع، روز جمعه، چه حالی داشتم: بدو بدو خونه رو تمیز می کردم، لباس می شستم، ظرف می شستم، میوه ها رو جابجا کنم، کف خونه رو جارو کشیدن و دستمال کشیدن هم که ماجاریی داشت، باید حواسم می بود که شیرآلات رو برق بندازم (تازه یاد گرفتم که خمیردندون برا این کار عاااااااالیه)، ابروهامو مرتب کنم، ای...
250- عشق بازی برف - تاریخ: 1395/12/3 ساعت: 13:03
تا حالا شده بشنوی برف باهات حرف می زنه؟ اصلا شده برف باهات حرف بزنه؟ فک کنم کسی تابحال در همهمه شهر مخصوصا شهرهای بزرگ صدای برف رو نشنیده باشه اما امروز با من حرف زدن :-) برف آروم و بررمق و تند می اومد و دختری با کابشن سبز و شال گردن قرمز و چتر قرمز زیر برف. برف که روو چتر می خورد به حرف می اومد. یا...
251- حال و هوای این روزا - تاریخ: 1395/12/3 ساعت: 13:03
این روزها چقدر از خواب بیدار شدن صبح ها برام سخت شده چه نصفه شب بخوابم چه سر شب، بازم سخت بیدار میشم بازم هر روز که روو تخت با خودم کلنجار میرم بیدار بشم برم سر کار یا نه اون روز مرخصی بگیرم به خودم میگم که این روز هم برو دختر خوب، فردا می تونی نری. هر روز با وعده سر خودم رو گول می مالم :-) اما هیجا...
252- سه زن - تاریخ: 1395/12/3 ساعت: 13:03
این روزها زیاد از ایوانکا حرف زده می شود. از اینکه چقدر مورد علاقه پدرش هست. اینکه چقدر باهوش و شیک و خوش لباسه. دقیق که میشم روو قیافه ایوانکا زیبایی قابل توجهی دیده نمیشه. خیلی از دخترها و خانوم های دوروبر همه مون هم خیلی خوش تیپ تر از او نباشن به همون خوش هیکلی و خوش لباسی هستن. به نظر من از شرای...
253- محافظت همه جانبه - تاریخ: 1395/12/3 ساعت: 13:03
روزگار ما کار والدین خیلی سخت نبود. شاید هم بود اما روزگار این همه پیچیده نبود که کارشون سخت تر بشه. این روزا با این همه کشفیات و خلاقیتهایی که شاهدش هستیم والد شدن خیلی خیلی وظیفه سخت و سنگینیه. والدین خیلی باید حواسشون جمع باشه. فقط برآورده کردن خورد و خوراک و پوشاک مهم نیس. روح بچه ها رو هم باید ...
254-خاطرات موفقیت بخش - تاریخ: 1395/12/3 ساعت: 13:03
استیک کچاپ چی توز + شکلات با مغز نارگیل منو همیشه یاد شب های امتحان دوره فوقم می اندازه. من چی توز کچاپ می خریدم و اشرف چی توز موتوری. من برا صبونه یه کشلات با مغز نارگیل می خوردم و معده ام رو همیشه اذیت می کرد و اشرف هم یه صبونه کامل. من همیشه می رفتم و نمره خوب می شدم و اینطوری شد که این دو تا شدن...
255- فوتبال دورهمی - تاریخ: 1395/12/3 ساعت: 13:03
دورهمی توو اتاق مدیرعامل نشستیم و فوتبال دربی ایران دیدیم. خیلی کیف داد. سالها بود فوتبال ندیده بودم. فقط من خانوم بودم و 10، 15 آقا که داشتن استرس می کشیدن. برا من بیشتر در جمع فوبتال دیدن جالب بود. خوشم میآد وقتی میگی میری سالن دانشگاه در جمع 100 ، 200 نفری فوتبال می بینی. نه خانواده نا فایمل های ...
256- زنانی با کیفیت ِ کفش ملی - تاریخ: 1395/12/3 ساعت: 13:03
خانوم فروشنده مترو با صورت برافروخته میگه: زن های ایران به حداقل ها هم راضی ان. فقط می خوان یه زندگی سربلند داشته باشن. حداقل ها رو داشته باشن کافیه براشون. از مادرش نقل قول می کرد که زن های ایران مثل کفش ملی قدیم می مونن که با هر شرایطی خوشونو سازگار می کنن و دوام میآرن. هیچی براشون نخری بازم اعترا...
257- ابنجا - تاریخ: 1395/12/3 ساعت: 13:03
دیشب به یه اصل مهم پی بردم: اصل بی ارزشی وقت اینجا برا اینکه پله برقی کار می کنه باید شکرگزار باشی برا اینکه بعداز 5 بار پر و خالی شدن آسانسور بالاخره نوبتت شد سوار بشی احساس خوشبختی کنی برا اینکه ماشینی سرعتشو کم می کنه و با غرور اجازه میده از خط عایر پیاده بگذری ازش تشکر کنی از اینکه روزی ازدحام ج...
258- تعصب - تاریخ: 1395/12/3 ساعت: 13:03
اتفاقی داشتم توو سایت دیوار می گشتم و اتفاقی بدون اینکه حواسم باشه شهر انتخابی ام، شهر تولدم بود چه وسایل شخصی شیک و نویی رو با قیمت ارزان گذاشته بودن فروش یهو دلم ریخت. اینجا شهر تولد منه. دلم تنگ شد براش. برا مردمانش، برا ترافیکش، برا محله مون و برا خانواده ام. دلم خواست برم همه همه وسایل روو سایت...
259- سوپ بغلی - تاریخ: 1395/12/3 ساعت: 13:03
من امروز خیلی مریضم. سرما خوردگی هفته قبلم، امروز به اوجش رسیده. بیحال و خسته. دلم فقط یه کاسه سوپ داغ می خواد و یه پتو روو خودم روو مبل. بوی غذای داغ همیشه حال منو خوب می کنه. اما این بار دلم می خواد با کمی ناز و لوس کردن، قاشق قاشق سوپ ولرم آروم آروم بدن بخورم. یه سوپ با طعم خونگی بغلی.
317- پول زور - تاریخ: 1395/9/1 ساعت: 15:14
قديم ها سر گردنه ها مي ايستادن و صورتشونو مي پوشندن و به زور و قلدري و ارعاب از رهگذرها پول مي گرفتن قديم ها كشتي قلدرها تو خليج ها و اقيانوس ها راه مي افتادن و سر راه ساير كشتي ها ظاهر مي شدن و دارايي هاشونو مي بردن قديم ها قديم ها قديم ها همه ما توو قصه ها و فيلم ها و سريال ها ديديم قديم چقدر بد ب...
318- اعداد - تاریخ: 1395/9/1 ساعت: 15:14
امروز در مورد تولد 69 سالگی خانم هیلاری خواندم،امروز وقتی متوجه شدم ايشون نزدیک به 70 سالشون هستش،کمی جا خوردمکمی برام تعجب انگیز بود،این زن چقدر پرانرژی، هدفمند و متمرکز است،و به فکر رفتم که در دنيا یک عدد چقدر ميتونه متفاوت باشهیک زن ایرانی در 70 سالگی چه برنامه و هدفی برای زندگیش دارهو چقدر به هو...
319- ورزش بي ورزش - تاریخ: 1395/9/1 ساعت: 15:14
ديروز برا يه مشورت رفته بودم پيش متخصص جراحي عمومي. خب مورد من چيزيه كه به دليل عينك استفاده كردن طولاني به وجود اومده تعداد زيادي خانم اونجا بودن برا جراحي زيبايي با هزينه هاي بالا 8 ، 9 ميليون كه حداقل مبلغ بود و خيلي راحت مي پذيرفتن مبالغ رو اونجا فهميدم با پول ميشه زيبا شد خوش تيپ شد هيكل رو تغي...
313- اسکایپ - تاریخ: 1395/8/18 ساعت: 8:27
شاید برایت خنده دار باشد اگر بگویم: چراغِ روشن ات امنیتی است در این شهر تنها برای من بخواهی حرف نمی زنم اما بگذار چراغت روشن بماند که دلم را قرص کند که اگر اتفاقی برایم افتاد چراغی می تواند دستم را بگیرد (نپرس چگونه اما حتما راهی خواهد بود) چراغ روشن ات دلگرمی من است در روزهای تعطیلی که یکی است که م...
314- آمار زندگي - تاریخ: 1395/8/18 ساعت: 8:27
فرض كنيم يه آدم بطور متوسط 76 سال عمر كنه حالا 4 سال از اين 76 سال به درصد ميشه 5% 5% عدد كوچيكي نيس اما به نسبت كل و با توجه به اونچه كه توو آمار ياد گرفتيم 5% در برابر 95% باقيمانده تقريبا نديد گرفته ميشه يعني محاسبات و برنامه ريزي ها رو بر پايه اون 95% انجام ميدن، درسته؟ تو كه خارج رفتي و حالا مث...
315- فراموش نشدنی - تاریخ: 1395/8/18 ساعت: 8:27
دیروز برا ایاکریم ها لونه درست کردم امیدوارم خوششون بیاد و بیان ازش استفاده کنن از همون باقیماندهء لوله بخاری که همسایه برام برید استفاده کردم با یه خورده پارچه هایی که توو خونه داشتم این صحنه همیشه توو ذهنمه: ایاکریم و دو تا بخم کوچیکش باید صبر کنیم ببینیم این لونه رو زوج های پرنده دوس دارن یا نه :...
316- دل نگراني - تاریخ: 1395/8/18 ساعت: 8:27
همكار 1: از صبح ساعت 4 ، 5 بيدارم نتونستم بخوابم من: چرا؟ همكار 1: بابا از بس توو اينترنت گشتم پدرم دراومده. چرا هيچي نمي تونم پيدا كنم من: چي مي خواي مگه؟ همكار 1: دنبال هديه تولد برا نامزدم هستم. البته براش يه جفت كفش چرمي خريدم ها، اما ميخوام كنارش يه كادو ديگه هم پيدا كنم - و جوري حرف مي زنه كه ...
310- خارج - تاریخ: 1395/8/11 ساعت: 22:32
زندگي آذر رو خيلي خوشم اومد: غرورش، اعتماد به نفس اش، روش زندگي اش و مهمتر از همه تربيت بچه هاش. خيلي كيف كردم از شنيدن اون چيزايي كه مي گفت من بچه ها رو خيلي دوس دارم ولي حالا نظرم عوض شده. چرا؟ آخه بايد بچه ها رو وارد دنياي بهتر كرد، در صورتي كه بدوني مي توني زندگي بهتر از مال خودت بهشون بدي، مي ت...
311- هر روزه ها - تاریخ: 1395/8/11 ساعت: 22:32
مليحه خوب مي دونه قدر داشته ها يعني چي وقتي ميگه: الان كه توو ترافيك مي مونم و همه دارن غر ميزنن و اعصابشون خورده، من فقط مي خندم آخه خوب مي دونم ايني كه بهشون عادت كردي و از فرط عادت ديگه نمي بيني شون رو وقتي از دست بدي تازه مي فهمي برات چقدر مهم بوده و توجه نمي كردي. مليحه يه مدت يه شهر ديگه بوده ...

برچسب‌های مرتبط

وام مسكن 300 ميليون | وام 300 ميليوني مسكن |